الشيخ محمد آصف المحسني
114
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى)
از وجود يا فاقد كمالى از كمالات وجود پنداشت ، در حالى كه اين پندار با مفهوم واجب سازگار نيست چون فاقد هر كمال و هر چيز محتاج بسوى مفقود خود مىباشد و احتياج از لازمه ممكن است ، و واجب الوجود محتاج نيست . : نتيجه بايد وجود واجب را جامع تمام كمالات و عارى از هر گونه نقصى بدانيم تا او احتياجى نداشته و بىنياز مطلق باشد . ايراد شايد ايراد شود كه معناى واجب الوجود - طبق مباحث گذشتهء اين كتاب - ضرورى بودن وجود اوست و بعبارت ديگر موجودى كه در وجود خود بعلّت و سبب خارجى نياز ندارد ، و عليهذا مفهوم واجب با نياز در اصل وجود خود منافات دارد نه با نياز بكمالات وجود خود . پاسخ اين ايراد درست است ولى ميگوئيم كمالى كه واجب به او محتاج باشد وجود ندارد ، زيرا اگر آن كمال نيز واجب الوجود باشد در فرض استقلال دلائل توحيد او را ابطال مىكند و در فرض قيام او بذات حق فرق فقدان او فرض حاجت اصل وجود است . « 1 » و اگر ممكن الوجود باشد احتياج حق به او معنائى ندارد ، چه ما سابقا فهميديم ممكن در حدوث و بقاء خود محتاج افاضهء واجب -
--> ( 1 ) قابل بحث است